بسمه تعالی

کؤنلومون سئوگیلی محبوبی منیم،                وطنیمدیر، وطنیمدیر، وطنیم

  وطنیم ویردی منه نان و نمک،                   وطنی، منجه اونوتماق نه دیمک؟!

  وطن - اجدادیمیزین مدفنی دیر                  وطن - اؤولادیمیزین مسکنی دیر

         وطنین سومیه ین اینسان اولماز                  اولسادا، او شخصده ویجدان اولماز

موقعیت جغرافیایی:

این روستا در آذربایجان شرقی  بافاصله 60 کیلومتری غرب شهر تبریز قراردارد و یک از نزدیکترین روستاها به شهر شبستر محسوب می گردد.از شمال به راه اسفالته تبریز شبستر و کشتزارهای بنیس و نوجده ، از جنوب به تلخه رود و شهر وایقان ، از شرق به زمین های قلعه حسن آباد و علیشاه ،از غرب به مزارع شبستر منهی می شود. مقیاس جغرافیایی آن در طول 45 درجه و43 ثانیه ، عرض 38 درجه و 09 ثانیه از نصف النهار گروینویچ ، ارتفاع از سطح دریا 1445 با دمای حداکثری 35 و حداقلی منفی 10- سانتیگراد می باشد.( از نظر تاریخی محل استقرار روستا در کنار جاده استانبول به حساب می آید).

وجه تسمیه دیزج خلیل

   کلمه دیزج معرب دیز یا دیزه ‌است که در منابع معتبر دو معنی متفاوت برای آن ذکر شده. نخست به معنی رنگ یا رنگ خاکستری و اسب خاکستری رنگ و در معنای دیگر دیزک یا همان دژک به معنی دژ و قلعه آمده.. روستاهای زیادی به نام دیزَج در ایران وجود دارند. واژه دیزج عربی‌شده دژک فارسی به معنای دژ کوچک است. دیزج به محلی اطلاق می شود که در کنار کاریز و چشمه آب واقع شده باشد.

سابقه تاریخی:

براساس یافته ها از سقف نوشته ها بدست آمده از مساجد و خانه های کهن ، قدمتی هشت صدساله و اندی بر این روستا مترتب است.این روستا دارای شش محله بنام های (غیبلو ، قوردلار ،دیزه ، خلیل لوی پایین ، میریل لو ، خلیل لوی بالا) تشکیل شده است. نام گذاری کوچه ها ی محلات بیشتر بر اساس شرایط فیزیکی و ساختاری ، نام یکی از ساکنین ، مشاغل ، واقعه وغیره انتخاب شده است. چنانچه آثار بجا مانده در تپه حسنلوی ( واقع در روبروی ایستگاه را آهن دیزج خلیل) مورد کنگاش باستانشناسی قرار گیرد تاریخ واقعی منطقه می تواند مشخص گردد.

حمدلله مستوفی در کتاب نزهه القلوب  نام دیزج خلیل را به عنوان یکی از روستا های مالیاتی آورده است . از آنجایی که حمداله مستوفی بن تاج الدین ابی بکر بن حمد فرزند نصر مستوفی قزوینی در سال 680 قمری در قزوین متولدو بعد از وارد شدن به امور دولتی در سال 750 قمری وفات یافته  و آرامگاهش نیزدر قزوین است بنابراین حداقل تاریخ و زمانی که میتواند به رونق رسیدن و مالیاتی قرار گرفتن روستادر نظر گرفت و همچنین تطبیق زمان حیات محقق وآمدن نام روستا در کتاب وی، روستا می تواند سابقه ای بیش از 800 سال داشته باشد مگر اینکه دلیلی بر تازه ساز بودن محل بیاوریم..

برابراسناد مکتوب ، عرصه روستای سرسبز دیزج خلیل در دورة قاجاریه  ، آخرین بار تحت مالکیت محمدعلی میرزا فرزند مظفرالدین شاه قرار گرفته و پس از خلع و فرار محمد علی شاه ، املاک روستا از اختیار قاجاریه مصادره به نام خالصه تحت تملک دولت قرار گرفت .در سال 1332 خورشیدی با روی کار آمدن جکومت پهلوی  ، عرصه مذکور به مبلغ هشتاد هزار تومان به مالکین اصلی ( مردم بومی) واگذار گردید. محمدعلی میرزا چندین مرحله در روستای دیزج خلیل علیا اقامت نموده (منزل حاج قربانعلی واقع در نزدیکی حمام روستا). سفر محمد علی میرزا به این روستا باعث شده مردم محلی با هزینه شخصی دیوار های بیرونی را مجددا کاهگل نمایند و همین موضوع موافقین و مخالفینی نیز داشته که موافقین می گفتند( ولیعهد گلیر یانیمیزا ، قاداسی گلسین جانیمیزا ، نولا بیر-ایکی قوربان کسه ، پایلار کند ده ها میمیزا) و مخللفین می گفتند(حضرت والا گلیر ، الینده مالا گلیر، دئدیک بس سخا کانی دیر، بیلمدیک بلا گلیر).

ابراهام ویلیامزجکسن آمریکایی در سال 1282شمسی(1903میلادی-1321قمری) به ایران آمده و در مورد دیزج خلیل نوشته موقع آمدن به ایران از طرف خوی و مرند و صوفیان به تبریز آمدم و موفع برگشت از منطقه شبستر عبور کردم شب را دردیزج خلیل و تسوج بیتوته کردیم.

دوارد براون انگلیسی سال 1888میلادی(1267شمسی-1306قمری) نیزمی نویسد: روز دیگر به قصبه دیزج خلیل رسیدیم که میزبان ما در آن قصبه یک دسته گل به ما تعارف کرد و این نشانگر این بود که آنان قبلا هم با افراد اروپایی برخورد داشته اند.

ژوبر پیرفرانسوی در 1805میلادی(1184شمسی-1220 قمری) در سفرنامه(مسافرت در ارمنستان و ایران) می آورد که کوتاه ترین راه که مارا به تبریز می رساندراه تسوج-دیزج خلیل بودو موقع برگشت برای فرار از گرما در منطقه شبستر  به دیزج خلیل رسیدیم که در 20 کیلومتری آجی چای قرار دارد.

این روستا که از سمت جنوبی با رودخانه تلخه رود و همچنین به قسمتی از باتلاق های دریاچه ارومیه ارتباط پیدا می کند و نام قدیم دریاچه نیز چیچست نوشته شده می تواند تارخی کسترده تر از یان داشته باشد. نام چیچست را حکیم فردوسی در داستان خود یاد آورشده است.

1-داستان خسرو پرویز

سپاهی گزین کرد زآزادگان        بیام سوی آذرابادگان

دو هفته برآمد بفرمان شاه                 بلشکر گه آمد دمادم سپاه

سرا پردهٔ شاه بردشت دوک                    چنان لشکری گشن وراهی سه دوک

نیاطوس را داد لشکر همه                 بدو گفت مهتر تویی بررمه

وزان جایگه با سواران گرد                عنان بارهٔ تیزتگ راسپرد

سوی راه چیچست بنهاد روی             همی‌راند شادان دل وراه جوی

بجایی که موسیل بود ارمنی          که کردی میان بزرگان منی

2-ندر ستایش سلطان محمود


ز کوه اندر آوردمش تازیان            خروشان و نوحه‌زنان چون زنان

ز بس ناله و بانگ و سوگند اوی             یکی سست کردم همی بند اوی

بدین جایگه در ز چنگم بجست             دل و جانم از رستن او بخست

بدین آب چیچست پنهان شدست                  بگفتم ترا راست چونانک هست

چو گودرز بشنید این داستان           بیادآمدش گفته راستان

از آنجا بشد سوی آتشکده                چنانچون بود مردم دلشده

نخستین برآتش ستایش گرفت                  جهان‌آفرین را نیایش گرفت

معیشت در روستا:

 

امرار معاش مردم این روستا درگذشته از راه پرورش کرم ابریشم،سبد بافی،کوزه گری، شال بافی ، کشاورزی شامل زراعت ، باغداری و دامپروری تامین می شد ولی به دلیل تامین نشدن نیازهای خانواده بر اساس شرایط حاکم به کشور، تعداد زیادی از جوانان و سرپرست خانواده ها برای تامین معاش و کسب و کار به باکو ، ترکیه ، تفلیس ، قفقاز،آذربایجان و قره باغ مهاجرت یا مسافرت طولانی می کردند. این تردد ها به جز موضوع اقتصادی ، عاملی بود برای تعامل فرهنگی،دینی ،انتقال تخصص،غیره بین مردم روستا وشهرهای مورد مسافرت. امروزه نیز با مرور فرهنگ ها می توان به اثرات این تردد ها درفرهنگ ها، دوستی ها مشاهده نمود. اسامی این تعدادی از این افراد ، توسط آقای محمد علی نقابی به شرح زیر تهیه شده ولیکن ثبت مقیمین سایر کشور ها بویژه در روزگار جدید به به دلیل کثرت اسامی ، تحت مطالعه می باشد. با تغییرات انجام یافته در طول سال های متمادی ، امروزه راه تامین معیشت روستا به کشاورزی و باغداری جدید، فعالیت در امور علمی ، صنعتی و تجاری و دولتی تبدیل شده است. این روستا در حال حاضر با داشتن  ده ها اندیشمند و دانشمند ملی و صدها متخصص در سطوع علمی بالا ، ده ها ادیب و نویسنده در دامان خود می بالد.


متغییر های انسانی

پراکندگی جمعیت در محلات روستا متفاوت است و زبان کلیه ی ساکنین ترکی آذری ، تابع دین اسلام و شیعه اثنی عشری هستند از اقلیت های مذهبی کلیمی ، مسیحی ، زرتشتی احدی در این روستا وجود ندارد . با کوچ افرادی غیر بومی از استانبول ، باکو، قره باغ ، ارومیه ، کردستان و به احتمال کرمان امروز با گذشت زمان در ترکیب اصلی جمعیتی تغییراتی حاصل شده است .

آمار جمعیتی در سال 1345 حاکی بود که 674 خانوار با جمعیتی 3331 نفردر این روستا زندگی می کردند آخرین آمار سرشماری سال 1395 حکایت از حضور                                                    ساکن  دارد و تعداد کثیری از مردم روستا در شهرهای مختلف کشور از جمله در تبریز و تهران اقامت دارند یا مقیم کشورهای دیگرند.

تحصیل علم : 

در گذشت های دور خواندن و نوشتن در این روستا با استفاده از مکتبخانه ها در منزل یا در مساجد کوچک( زاویه) توسط مکتبداران آقا و بانو انجام می گرفت وکتاب ها نیز بر اساس سلیقه مکتبدار انتخاب می گردید مانند قران، تبیه الغافلین، ابواب الجنان ، جامع عباسی، ترسّل ، گلستان ، بوستان ، حافظ ، تاریخ معجم ، تاریخ وصّاف ، دره ء نادی، فن تحریر محاسبات( سیاق) . هر مکتب خانه نیز دارای آداب و رسوم خاص خود بودند. شروع کلاس با حروف  فرا گیری حروف ابجد شروع و با خواندن عمّ جزء ادامه می یافت.

از آخرین مکتبداران می توان به ملا محمد حسین ، ملا عبدالعلی ، ملا عیسی ،ملا مختار، ملا باجی فاطمه اللهقلی پور، ملاباجی مَلَک بهجت اشارزه نمود و آخرین مکتبدار نیز میرزا عبداله ذاکر فرزند ملا آغا بود که در یکی از اتاق های موقوفه با نو فاطمه سودمند(زمین مدرسه مینو) تدریس می کرد. تا قبل ازساخت مدرسه در روستا تعداد ی از جوانان از مدارس شبستر بهره می بردند تا در سال 1319 شمسی با همت نیک اندیشان روستا با اخذ مجوز ، دبستان دوکلاسه مینو ساخته وبا مدیریت و آموزگاری آقای هاشم خلیلی شروع به فعالیت نمود.در سال 1325 با تکمیل بنا مدرسه  مینو شش کلاسه شد که در سق نوشته آن آمده :

بیر گون اولاجاق بیزلری تورپاق الاجاق            بو مشعله بیزدن سونرا دلیم یاناجاق

بحول قوه پروردگار حی قدیم               بعون فصل خدای کردکار کریم

دیزج خلیلده بیر جمع بانیان خیر              بنا ائدیب بو بنانین اساسینی احکیم

بنوهره سین باسوبلار محکم بئشینده خرداداین              هزارئ سیصد و بیست علاوه پنجم

بنا مدرس مینو مطابق نقشه                  دوشنبه اون اوچ آبان یده اولوب تنظیم

همین عمارت عالی که باش سپهره چکیب               بئش ایدا همتله اولوب استوار و مقیم

بو امر خیره اوکسلر که آچدی همت الین             محق اولدی یداله فوق ایدیهم

گئچردی هجرت ایلیتدن مینی اوچیوز آلتمیش بئش                 تفاوت السنه تین بالمعین التقویم

مدیر مدرسه اسماعیل پرهامی اقل المحقق               یازیبدی نظمیله تاریخ اوچون قالا اثریم.

دبستانی در سال 1330 برای دختران در محل کاروانسرای سابق با مدیریت خانم (سیدر رزاز)  تشکیل  و با ساخت مدرسه دخترانه پروین در سال 1337 با همت خیرین و نیک اندیشان ، این دانش آموزان به مدرسه جدید التاسیس نقل مکان و مدیریت آن به عهده خانم مریم خلیلی واگذار شد.

در سال 1344 دبیرستان رضا خورشیدی کلنگ زنی و از سال  اول سال تحصیلی 1350 شروع به فعالیت نمود و در سال 1359 مبیرستان دخترانه روستا نیز فعال گردید. دبستان     و مهدکودک    نیز در سال های         به بهره برداری رسیده است.

مساجد روستا

مساجدی که در این روستا در حال حاضر به ورت فعال و غیر فعال وجود دارند همگی حاکی از تشیع مردم و سقف نوشته ها بعد از تعمیرات و بازسازی های متعدد به قرن 13 هجری می رسد و قریب به اتفاق فاقد کنبد و مناره و گلدسته می باشند.ولی در باز سازی های دهه اخیر شاهد ایجاد گلدسته در تعداد قلیلی از این مساجد هستیم.

اسامی مساجد عبارتند از مسجد میریلو ، قره ، یوسفلو ، زاویه(حاج عبدالرسول) ، چوخور(حوا) ، قودلار ، حاج شرفلو ، دیزج ، دهنه ، سیدلی ، کمال دیزه ، گولباشی ( ملا مختار) ، صفالی لو( تخریب ) ، غیبلو ، خلیل لو ، بالا مسجد( کوچک) ، بابا خان ، سفید ( جنب  گورستان قنبرلی که تخریب شده) . اکثر مساجد داری سقف نوشته های تاریخی و اشعار مذهبی و عرفانی هستند).

کاریز و قنات روستا

روستا دارای کاریز و قنات های متعدد با تاریخ و قدمت خاص  و چاهای ارتباطی  و عمق های مختلف است که توسط مقنی های با تجربه و کاردان حفر شده اند.. ازجمله  :

بیک احمد ، قیزیل کهریز ، البیز ، مراد آباد ، ملکان ، علا الدین ( بر اساس وفنامه ربع رشیدی این نامگذاری به سال 597-580 هجری شمسی بوده)، باغیخان ، قاضی کهریزی ، دخمدان ( دهخدا احمدان) ،  شرف الدین ، مهدی آباد ، و تعدادی نیز به دلایل خشک سالی فاقد آبدهی هستند مانند حاج فیض الله ، ولیعهد کهریزی ، اوستا قاسم کهریزی ، حاج قاسم ، حسن آباد ( حاسانلی) ، کشور آباد.

بهداشت و برق در روستا( تصاویر به انتخاب عزیزان)

روستا دارای چند حمام زیر زمینی بزرگ بود که قدیمی ترین آنها حمام خلیل لوی بالا وباقدمت تاریخی بیش از سی صدسال و با هفت کنبد  ( در حال حاضر غیر فعال و پیگیر ثبت در آثار باستانی)، حمام دیزج  و غیبلو و میرلو که به دلیل تخریب ، بعضی از آنها به حمام های مدرن تبدیل ولی  گذشت زمان و ایجاد حمام های خانگی ، حمام های مدرن نیز غیر فعال شدند. آب تمامی حمام های زیر زمینی  به طور مستقیم از مظهر کاریز ها  به صورت مجانی تامین می شد. این حمام ها دارای برنامه خاصی برای استفاده آقایان و بانوان در طول هفته بودند.

 بهره برداری از آب لوله کشی در منازل از سال 1358 از محله خلیل لوی علیا شروع و سایر محلات نیز تحت پوشش سیستم آب لوله کشی رار گرفته است . اولین خانه بهداشت در سال 1369  ( قبل از آن از امکانات درمانی شبستر  استفاده می شد) و در سال 1357 درمانگاه رضا خورشیدی و متعاقب آن بیمارستان مرکز بهداشت جهانی در این روستا شروع به فعالیت نموده ا ند.

از قدیم الایام در بین بانوان خانواده ها مرسوم بود که صبح اول وقت نسبت به آب و جاروب  حیاط و درب خانه اقدام و زباله های خود را که ارزش باغی داشت به عنوان کود به باغات خود منتقل کنند وتبدیل حمام های خزینه به دوش آب  ، اسفالت شدن کوچه و خیابان ها ، استفاده ازبرق اختصاصی از سال 1344 معروف به برق مرندی که توسط خیری بنام محمود مرندی ایجاد شده بود( 1354 به برق سراسری تبدیل شد) ، بهره مندی از آب لوله کشی ، رعایت بهداشت در سطوح مختلف روند صعودی بخود گرفته و هم ردیف شهرهای  بزرگ ایران گردید.

فرهیختگان روستا

برای در یافت اطلاعت در مورد فرهیختگان ، شهدا، خیرین و.... روستا به صفحات اختصاصی مراجعه فرمائید.

غذا های محلی روستا : ( تصاویر به انتخاب عزیزان)

غذای محلی در اواخر پائیز و طول زمستان و اوایل بهاربطور کل از مواد غذایی ذخیره شده در طول تابستان و پائیز تهیه می شد و در تابستان و بهار از مواد تازه می شد.غذا به اندازه و برای مصرف روزانه و یک وعده ای تهیه می شد ولی بعضی از دست پخت ها قابلیت نگهداری چند روزه بویژه در روز های سرد و خنک را داشت که در زیر سبد های چوبی بزرگ و در سایه یا در انباری های زیر زمینی نگهداری می شدند که امروزه با استفاده از یخچال و فریزر مدت عمر آنها اضافه شده و انواع غذا های جدید نیز بر غذا های سنتی افزوده شده است.

1-شوربا یا آبگوشت ها: سوت اوزی شورباسی ، دارچینلی یا لپه شورباسی ،، یومورتا شورباسی، سوغان شورباسی، کله جوش، ،قیرمیزی بادمجان شورباسی، قوورما شورباسی، ،آت یا نخودشورباسی ، یومورتا کوفته سی ، آت کوفته سی، ،هیوا شورباسی، ،سبزی شورباسی،،

2-آش ها : تورشلی آش، ،سوتلی آش ، داشکلم آشی، قورود آشی، ،یوقورت آشی،، یاراما (شیله) آشی،، قرمزی بادمجان آشی،،، اوماج آشی،،الوچه آشی،، سیرکه شیره آشی، سبزی آشی، ریشته آشی،

3-کوفته ها و دولمه ها : ات کوفته سی، یومورتا کوفتسی ،،بادمجان دولماسی ،،بیبر دولماسی،، یاپراق دولماسی، ،کلم دولماسی، ،ایشلی کوفته،،

3-سایر غذا ها : قارنی یارق،، قویماق، ،قایقاناق ،ریشته پلو ،،یتیمچه ،تخم مرغ وخرما( قیسووا)

4-مربا و ترشی: مربای انواع میوه ها، مربای گل محمدی خشک، مربای ایلان قارپوزی ، ،بیبر ترشیسی، سوغان ترشیسی، بادمجان ترشیسی، ایلان قارپوزی ترشیسی،،

5-سایر خوردنی ها و تنقلات::: انواع حلویات ، برگه یا قیساوای انواع میوه جات درختی، چغندر قندی ، ،سمنو ،، دیشلیق یا هدیک، ، پالوده نشاسته، پالوده برف،، نزیک یا ایشلی کوکه ، یاغلی یوکه ،سوجوق ،، باسلوق

گیاهان داردویی و میوه ها یروستا: ( تصاویر به انتخاب عزیزان)

ایلان قارپیزی ( نوعی هندوانه با ریشه ای عمیق) پنیرک، نسترن، ترشک، شبدر، اسپند ، اسپرزه ، بابونه ، پونه ، خرفه ، ریش بزی، پنجه گربه ، ختمی ، خار شتر ، شکم پاره ، خار زرد ، شیرین بیان ، تلخ بیان ، خیارک، یونجه زرد، خاکشیر ، سیاه دانه ، شاتره ، بابا زنگی ، پیچک ، بومادران ، تاج ریزی ، گل گاو زبان ، کاسنی ،  شینگ ، کل زرد زعفرانی ، زیره ، قالقان ، رازیانه و دها گونه گیاهی دیگر برای ساخت دارو قابلیت رویش طبیعی و استعدا  برای  صنعتی سازی  این گیاهان را در روستا وجود دارد.

محصولات  روستا :  انواع انگور ، گلابی ، هلو ، شفتالو ، سنجد، زرد آلو ، گوجه سبز ، گردو، آلبالو، آۀو ، توت ، به ، گیلاس  بادام ، سیب ، زالزالک ، انواع سیفی جات  ........

مراسم ها

1-مراسم ازدواج از مرحله خواستگار ، شب قرار ( بله برون ) ، خرید و تکمیل خوانچه ) شیرینی خوران ، عقد ، شال اندازی ، خرید پارچه ، حنا بندان ، جهاز بران و عروس بران ،حمام عروس و پاتختی در این روستا متداول می باشد. نمونه مهریه و جهیزیه عروس خانم ها در سال1223(یک قطعه باغ مشجر، دو شعیر و نیم آب  ، یکدست رختواب به قیمت سه تومان، آفتابه لگن یک دست ، انگشتر طلا یک حلقه ، پیه سوز مسی یک عدد ، مجموعه یک عدد( سینی مسی) ،کلام اله یک جلد ، سطل مسی یک عدد).

2-مراسم مذهبی

ختم قران ( قران چیخما) ، رغائب ، محرم و صفر ، ماه رمضان ، چاوشی های مسافرت عتبات ، مراسم ختم  با تغییراتی نسبت به گذشته در مناسبت های مختلف اجرا می گردد ولی سنت گذشته را به میزان بیشتری حفظ نموده اند .در روز های عاشور و تاسوعا بالاترین حضور مردم  بومی و غیر بومی برای بهره مندی از مراسم عزاداری در روستا مشاهده می گردد.

3-مراسم های ملی :

 عید نوروز  ، عید قربان ، عید فطر ، نیمه شعبان  چهار شنبه سوری  در ایام عید نوروز بالاترین حضور مردم بومی در روستا مشاهده می باشد.

4-مراسم شب نشینی: اکثر خانواده ها به دلیل همبستگی و وابستگی فامیلی و همسایگی از روابط صمیمی برخوردارندواز گذشته های دور برای وقت گذرانی بویژه در شب های زمستانی به خانه یکی از بزرگان جمع شده و همراه با خوردن شب چره (برگه یا قیساوای انواع میوه جات درختی، چغندر قندی ، ،سمنو ،، دیشلیق یا هدیک، ، پالوده نشاسته، پالوده برف،، ،، باسلوق ، گردو بادام ، کشمش ، سنجد ، کندم یا شاهدانه تَف داده شده و غیره ) تا پاسی از شب به داستان ، قصه ، لطیفه ، چیستان و حکمت گویی و شعر خوانی مشغول می شدند.در این شب نشینی ها همیاری نیز برای شکاندن بادام ، جداسازی مغز بادام و گردو یا تهیه بلغور نیز انجام می گرفت و اخبار و اطلاعات محلی نیز تبادل می گردید.

 بازی های محلی روستا :

آشیق اویونی( قاب بازی)-جیزیغ اوینی (لی لی) ، قولچاق اوینی( عروسک بازی) ، ئووا دوزدماخ( خانه سازی با  آب و گِل) وپیل دسته ( الک دولک) ، ،بئش داش( یک غل دو غل) ،گیزلن قاچ ( قایم باشک) ،آتدی ووردی( لیس پس لیس) ،آرادا ووردی( بازی وسط) ، دامبیلان پیستان( الا کلنگ) ، قوندوم قوندوم(دوز بازی) ، کش اوینی( بازی با کش) ،قوناخ قوناخ ( مهمان بازی) ، ایتلی قوسدی(آفتاب مهتاب) ، میزیراق سالماق ( فرفره بازی ) ، قئیش قاپدی(کمربند بازی) ، جولیا آتدی( گردو بازی) ، تخم مرغ بازی ( تخم مرغ پخته و رنگ شده نوروزی). طایر سوردی( تایر دوچرخه راندن) ، در دهه های اخیر نیز بازی و ورزش های متعدد امروزی.